چهارشنبه ۲۸ ژوئیهٔ ۲۰۱۰

Quote from Edmund Burke

All that is necessary for the triumph of evil is that good men do nothing.
"Edmund Burke" , Irish orator, philosopher, & politician (1729 - 1797

شنبه ۱۷ ژوئیهٔ ۲۰۱۰

آگهی تبلیغاتی محصولات در 40 سال پیش ایران

عکسهایی که می بینید مربوط یه تبلیغات محصولات در 30 تا 40 سال پیش ایران است ....
این عکسها را که دیدم خاطرات بیشماری در جلوی چشمهایم یکدفعه زنده شد.....

ماخذ






خیلی باحاله مخصوصا" استارت دگمه ای






به یاد مرحوم پیکان

واقعا" چه طعمی داشت کانادادرای








جمعه ۱۶ ژوئیهٔ ۲۰۱۰

ماجرای اولین تماس با موبایل - مارتین کوپر مخترع اولین موبایل دنیا


"مارتین کوپر" در سال 1973 جهان را متحول کرد در حالی که خود از آن چه روی خواهد داد خبر نداشت. وی به همراه تیمش در شرکت موتورولا توانست تنها ابزاری که به گونه ای زندگی نوجوانان و تاجران حرفه ای را به یکدیگر شبیه سازد را ابداع کند، ابزاری به نام تلفن همراه.



به گزارش خبرگزاری مهر، این ابزار ابعادی برابر یک آجر داشت و به مدت یک دهه به فروش تجاری نرسید اما به محض اینکه کوپر ابداع خود را در پیاده روهای نیوریورک به نمایش گذاشت همه چیز تغییر کرد.

ایده فناوری تلفن همراه در آن زمان توسط رقیب موتورولا یعنی شرکت AT&T ارائه شده بود و لابراتوار "بل" سیستمی را ارائه کرده بود که به کاربران اجازه می داد تماسهای تلفنی خود را در حالی که بر روی خط باقی می مانند از تلفنی به تلفن دیگر انتقال دهند. اما AT&T تمرکز خود را بر روی تلفن داخل خودروها قرار داده بود.

کوپر می خواست افراد این آزادی را داشته باشند تا از داخل خودروی خود تماس تلفنی برقرار کنند و از این رو وی به همراه شرکت موتورولا پروژه ای را برای خلق ابزاری قابل حمل آغاز کرد.

موتورولا به مدت سه ماه مشغول ساخت نمونه ای آزمایشی از ابزار مکالمه ای قابل حمل بود و کوپر در سال 1973 آن را به نمایش گذاشت. اولین تلفن همراه تجاری این شرکت با نام تجاری DynaTAC در حدود 10 سال بعد به فروش رسید.

کوپر که اکنون 81 سال سن دارد، بنیانگذار شرکت ArrayComm به شمار می رود. شرکتی که هدفش بهبود شبکه تلفنهای همراه، آنتنهای هوشمند و ارتباطات بی سیم است. همچنین وی به همراه همسرش مخترعان Jitterbug گوشی تلفن همراهی که کار با آن برای سالمندان تسهیل شده است نیز به شمار می رود.

"مارتین کوپر" آنچه اکنون به عنوان اولین تماس تلفن همراه مشهور است را در سال 1973 انجام داد. وی در گفتگو با سی ان ان به سئوالاتی درباره واکنشش برابر ابزاری که منجر به تغییر چهره ارتباطات به شکلی که ما آن را می شناسیم شده است، پاسخ داده است:

* سی ان ان: جو فناوری در سال 1973 چگونه بود و چه چیز ایده ساخت تلفن همراه و رقابت با AT&T را در شما به وجود آورد؟

- مارتین کوپر: در آن زمان خبری از مدارهای درهم پیچیده بزرگ نبود. رایانه ای در کار نبود، تلویزیونهای مدار بسته وجود نداشتند، هیچکس نمایشگرهای LCD را به خواب هم نمی دید؛ نمی توانم تمامی چیزهایی که در سال 1973 وجود نداشتند را نام ببرم. اما ما که برای سالها و سالها مشغول ساختن تلفنهای داخل خودروها بودیم فکر کردیم اکنون زمانی مناسب برای ارتباطات شخصی است زیرا انسانها به صورت طبیعی متحرک هستند.

برای صد سال نیاز انسانها برای صحبت کردن با تلفن به چسبیدن آنها به میز کار یا تلفنهای خانگی شان همراه بود و حال ما می خواستیم آنها را در خودروهایشان حبس کنیم؟ اصلا ایده خوبی نبود.

از این رو تصمیم گرفتیم در برابر AT&T بایستیم. در سال 1973 تصمیم گرفتیم رونمایی خیره کننده ای را اجرا کنیم و من نیز بهترین راه را انتخاب کردم تا تلفن همراهی بسازم و از فردی بخواهم مکالمه با اولین تلفن شخصی همراه را تجربه کند و این روند پیدایش و تکامل تلفن همراهی بود که ما ساختیم.

*چه زمانی این اولین تماس تلفنی شخصی را برقرار کردید؟ با چه کسی تماس گرفتید؟

- فکر می کردم همه جواب این سئوال را می دانند! اولین تماس تلفنی عمومی در خیابانهای نیویورک انجام گرفت و با "جوئل. اس. انگل" مدیر برنامه تلفنهای همراه AT&T تماس گرفته شد. من با او تماس گرفتم و گفتم: "جوئل، من از یک تلفن همراه با تو تماس می گیرم، از یک تلفن همراه واقعی، از یک تلفن همراه دستی و قابل حمل واقعی!"

دقیقا به یاد ندارم او چه پاسخی داد اما واقعا برای چند لحظه سکوت کرد. غرور از موفقیتم به اندازه ای بود که او دندانهایش را به هم می سایید. او بسیار مودب بود و تماس را با احترام خاتمه داد. زمانی که دوباره از وی درباره این رویداد پرسیده شد وی پاسخ داد هیچ خاطره ای از آن لحظه به یاد ندارد.

* واکنشها به تلفن همراه چه بود؟ آیا مردم درباره آن به عنوان ابزاری غیر واقعی، غیر ممکن یا غیر ضروری فکر می کردند؟

- خوب، مردم در برابر این ابزار شگفت زده شده بودند. این ورای تصورات بود که بیش از نیمی از مردم جهان بتوانند تلفن همراه داشته باشند. اما مردم از اینکه می دیدند می توان این دستگاه را به گوش چسباند، راه رفت و با تلفن با این و آن تماس گرفت مطلقا بهت زده شده بودند.

به یاد دارم که در آن زمان حتی تلفن بی سیم نیز نبود. ما در سال 1973 کنفرانس مطبوعاتی برگزار کردیم و من تلفن همراه را به خانم خبرنگار جوانی دادم و به او گفتم با فردی تماس بگیرد. او گفت: "می توانم با مادرم در استرالیا تماس بگیرم؟" و من گفتم: "البته که می شود" و او تماس گرفت.

آن زن پس از تماس تلفنی کاملا متعجب شده بود. او نمی توانست تصور کند چگونه این ابزار کوچک توانسته است نیمی از جهان را دور بزند و مستقیما تماس وی را با مادرش برقرار کند. نیویورکی های ریزبین نیز با دهان باز در آنجا ایستاده بودند.

پذیرش این دستگاه جدید کاملا شگفت آور بود. ما دومین نمایش را در اوایل دهه 1980 و زمانی اجرا می کردیم که رئیس شرکت ما در واشنگتن بود. او دستگاه جدید را به"جورج بوش" پدر نشان داد و وی نیز به شدت تحت تاثیر آن قرار گرفت. او گفته بود: "خوب من باید این را به "ران" نشان دهم." و می دانید که پس از آن وی تلفن را به "رونالد ریگان" نشان داد. "ریگان" با دیدن تلفن گفته بود: "چه چیز مانع می شود ما از این تلفن نداشته باشیم؟"

* این تلفن همراه چه شکلی داشت؟ قیمت آن چقدر بود و چه کسی آن را می خرید؟

- تلفن ارتفاعی در حدود 25 تا 27 سانتیمتر داشت و ضخامت آن در حدود 4.5 سانتیمتر و عرض آن در حدود 10 سانتیمتر بود. وزن آن نیز در حدود 1.13 کیلوگرم بود.

* قیمت آن چند بود؟

- اگر درباره آن فکر کنید می بینید که آن تلفن همراه محصولی تجاری نبود و اگر می خواستید یکی از آنها را بسازید باید میلیونها دلار خرج می کردید. زمانی که ما محصول تجاری این تلفن را ساختیم 10 سال از ارائه نمونه اولیه آن گذشته بود. ما فروش آن را تا اکتبر 1983 آغاز نکردیم و در آن زمان نیز قیمت تلفنهای همراه ما سه هزار و 900 دلار بود. مثل اینکه امروز تلفن همراهی 10 هزار دلاری بخرید.

* این پول خیلی زیادی است. چه کسی این تلفنها را می خرید؟

- خوب نمی توانم بگویم افراد زیادی آن را می خریدند. در واقع تعداد آنها بسیار کم بود. در ابتدا خریداران تنها افراد ثروتمند و یا افرادی بودند که همیشه در حرکت و رفت و آمد بودند. افرادی مانند دارندگان آژانسهای املاک و پزشکان که به دلیل استفاده از پیجرها بیشتر به تکنولوژی خو گرفته بودند، مشتریان اولیه این تلفن همراه بودند.

تلفنهای همراه تا هفت یا هشت سال پس از آن به موضوعی کاملا جدی تبدیل نشد همه فکر می کنند تلفنهای همراه همیشه بوده اند و همیشه محبوبیت داشته اند اما در واقع از سال 1990 سالی که تا قبل از آن تنها کمتر از یک میلیون تلفن همراه در سرتاسر جهان وجود داشت انفجار واقعی آغاز شد.

* آیا تصورش را می کردید زمانی برسد که همه یک تلفن همراه داشته باشند؟

- خوب ما می دانستیم که روزی همه یک تلفن همراه خواهند داشت اما تصور اینکه چنین اتفاقی در طول زندگی من رخ دهد کمی مشکل بود... و حالا ما تقریبا پنج میلیارد تلفن همراه در سرتاسر جهان داریم...وای خدای من!

* درباره پیشرفتهای تلفنهای همراه چه احساسی دارید؟ به ویژه درباره پیشرفتهایی از قبیل نرم افزارها و دوربینها؟

- باید به شما بگویم به همان اندازه که رویا پرداز بودیم هرگز تصورش را هم نمی کردیم همه این کاربردها بتوانند در یکجا جمع شوند و البته من چندان مطمئن هم نیستم این اتفاق، اتفاق فوق العاده ای باشد. تلفنهای همراه بسیار پیچیده شده اند، استفاده از آنها به اندازه ای دشوار است که با خود فکر می کنید اینها برای مردم واقعی طراحی شده اند یا برای مهندسها؟

فکر می کنم آنچه واقعا در حال روی دادن است این است که با رشد صنعت ما انواع مختلفی از تلفنهای همراه خواهیم داشت که تعدادی از آنها بسیار ساده و روان هستند. در واقع من و همسرم شرکتی را تاسیس کردیم و وی در آن "جیترباگ" را که تلفن همراهی بسیار ساده است، طراحی کرد.

* مدل گوشی که اکنون دارید چیست؟

- من اینجا دارم به همه گوشی های تلفن همراهم نگاه می کنم. اکنون که دارم با تلفن صحبت می کنم مشغول آزمایش یک گوشی ویژه شرکتی اروپایی هستم. نام این گوشی Vertu بوده و قیمت آن از پنج هزار دلار شروع می شود. البته این قیمت ارزانترین مدل آن است. شاید شما بخواهید مدلی که کاملا از طلا ساخته شده را خریداری کنید.

* پس این تلفن همراه با محاسبه تورم قیمتی در حدود نصف قیمت اولین تلفن همراهی دارد که شما ساخته اید...

- درست است و این تلفن همراه به هیچ وجه پیچیده نیست. با وجود داشتن دفترچه تلفن، امکان دسترسی به بخشهای خاصی از اینترنت و خواندن ایمیلها به دوربین مجهز نیست. این یک تلفن واقعا ابتدایی به شمار می رود.

اما من یک گوشی "موتورولا دروید" هم دارم و از آن استفاده می کنم. یک گوشی جیترباگ هم دارم و البته همیشه آخرین مدلهای گوشی تلفنهای همراه را آزمایش می کنم. برای مدتی هم یک آی-فن داشتم اما آن را به نوه ام دادم. بچه ها واقعا گرفتار این دستگاه شده اند. اما به نظرم اکنون تلفنهای همراه اندروید بیشتر جذابیت دارند و آخرین مدل گوشی آندروید اگر نگویم بهتر از آی- فن است، به همان اندازه خوب است.

نقل شده از خبرگزاری مهر - ترجمه شده از سایت سی ان ان

دوشنبه ۱۲ ژوئیهٔ ۲۰۱۰

دانلود فایل صوتی قرآن با ترجمه های فارسی، عربی، انگلیسی

خواندن قرآن در صورتی که با توجه به مفاهیم آن انجام شود بسیار لذت بخش خواهد بود و اگر از خواندن قرآن لذتی نمی برید به همین معنی است که مفاهیم و معنای آن را متوجه نشده اید و مانند یک عادت یکنواخت این کار را انجام می دهیم.
اگر  خواندن  قرآن به دلایل مختلف  همیشه برایتان امکانپذیر نیست  در وبلاگ زیر شما می توانید قرآن صوتی را بصورت کامل با ترجمه های فارسی، عربی، انگلیسی از دو مترجم متفاوت و با دو صدای اجرای متفاوت دانلود کرده و قبل از خواب یا هر جای مناسب دیگر گوش کنید.




برای من که خیلی خوشایند و مفید بوده است. در ضمن در این وبلاگ انجیل فارسی صوتی مسیح هم وجود دارد که بسیار زیبا خوب گفته شده است.


شنبه ۱۰ ژوئیهٔ ۲۰۱۰

در لابراتوار آنتی ویروس کاسپرسکی چه می گذرد؟

یوجین کاسپرسکی بنیان‌گذار شرکت معروف روسی است که نرم‌افزاهای امنیتی و برنامه‌های ضدویروسی تولید می‌کنند. کاسپرسکی که به پاپ دنیای ویروس‌ها معروف است، می‌گوید تبهکاری اینترنتی با شخصیت آدم‌ها رابطه مستقیم دارد.

«آنهایی که زمان زیادی پای کامپیوتر می‌نشینند کم‌کم لهجه کامپیوتری می‌گیرند!» یوجین کاسپرسکی، اهل مسکو از مطر‌حترین چهره‌های جهان سایبر است. او مدیر یکی از بزرگترین شرکت‌های نرم‌افزار کامپیوتری است که برنامه‌‌های آنتی‌ویروس تولید می‌کنند. شرکتی که در اصل "لابراتوآر کاسپرسکی" نام دارد.

 کاسپرسکی چهل و پنج ساله می‌گوید: «من بعد از سه سال کار پای کامپیوتر نشستن، متوجه شدم که رفتارم تغییر کرده است. کم‌کم مثل کامپیوتر فکر می‌کردم. از همه بدتر اینکه سروکار داشتن با ویروس‌های کامپیوتری هر کسی را پارانویید یا دچار بدگمانی می‌کند. من هم در مورد هر چیز که به نوعی به مسائل امنیتی مربوط شود پارانویید هستم!»


کمتر کامپیوتری از دست هکرها در امان استBildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:  کمتر کامپیوتری از دست هکرها در امان استعرضه کننده خدمات امنیتی به کنسرن‌های بزرگ امریکایی

یوجین کاسپرسکی اواخر دهه هشتاد میلادی نخستین ویروس کامپیوتری را کشف کرد، کشفی که زندگی او را تغییر داد. ویروس‌های کامپیوتری از آن زمان به بعد، کاسپرسکی را تمام وقت به خود مشغول کردند تا جایی که او و همسرش در ۱۹۹۷ "لابراتوآر کاسپرسکی" را پایه‌گذاری کردند.


شرکتی که به سرعت به یکی از موفق‌ترین عرضه‌کنندگان نرم‌افزارهای امنیتی و برنامه‌‌های ضدویروسی تبدیل شد.

کاسپرسکی خود می‌گوید: «ویروس‌های کامپیوتری سرگرمی من هستند. درست مثل کسانی که پروانه جمع می‌کنند. من از سال ۱۹۹۱ دنبال راه‌اندازی شرکتم بودم، اما اتحاد جماهیر شوروی سابق آن‌زمان پس از فروپاشی، با بحران اقتصادی عظیمی روبرو بود. تقریبأ هیچ پولی نداشتیم. تمام تلاش من برای فروش اولین برنامه ضدویروسی‌ام هم بی‌نتیجه ماند.»


شرکت کاسپرسکی اکنون ۵۵۰ کارمند و یازده شعبه از جمله در کشورهای در آلمان، فرانسه، انگلیس و آمریکا دارد. بزرگترین کنسرن‌های آمریکایی مشتریان کاسپرسکی هستند. مشتریان که نرم‌افزاهای امنیتی و برنامه‌ای ضدویروسی سفارش می‌دهند. آن هم ضد ویروس‌هایی که کاسپیرسکی می‌گوید بیشتر در چین، برزیل یا روسیه نوشته می‌شوند نه در کشورهای صنعتی غربی یا آمریکا.


"تبهکاران اینترنتی اغلب مهاجرند"

رئيس‌جمهور روسیه در لابراتوآر کاسپرسکیBildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:  رئيس‌جمهور روسیه در لابراتوآر کاسپرسکیکاسپرسکی توضیح می‌دهد:«دو فاکتور اصلی در این جریان تصمیم‌گیرنده هستند: نخست تحولات اقتصادی. در کشورهای که زیرساخت‌های اقتصادی ثبات بیشتری دارد تبهکاری کمتر است. دوم طرز فکر و شخصیت آدم‌هاست. به عنوال مثال کسی در ژاپن برنامه ویروسی درست نمی‌کند. ژاپنی‌ها تبهکار اینترنتی نیستند و چنین کارهایی برایشان مایه خجالت است. در اروپا و آمریکا هم برنامه‌های ویروسی اغلب کار مهاجران است. ‎»

 کاسپرسکی معتقد است تبهکاری اینترنتی می‌تواند ابعاد بسیار بزرگتری به خود بگیرند. او به ماجرای برخورد یک هواپیمای جاسوسی آمریکایی با یک جت چینی در سال ۲۰۰۱ اشاره می‌کند:« آپریل ۲۰۰۱ بود. پس از این سانحه، هکرهای دو طرف شروع به هک کردن سایت‌های دیگری کردند. در زمان کنونی، اطلاعات اینترنتی برای هر دولتی اهمیت خاصی دارند.»

کاسپرسکی در انتها اشاره می‌کند:« نابود کردن چنین اطلاعاتی یا از کار انداختن سیستم‌های کامپیوتری می‌تواند بخشی از یک حمله نظامی یا تخلیه اطلاعاتی طرف باشد. البته من واقعأ امیدوارم که هرگز چنین اتفاقی رخ ندهد.»

 

ناتو هکر حرفه‌ای استخدام می‌کند

جمعی از هکرهای حرفه‌ای دنیا با یگان ویژه ناتو در "دنیای مجازی" همکاری می‌کنند. این هکرها به ارتش‌ها و نهادهای دولتی کمک می‌کنند تا حفره‌های امنیتی در سیستم‌های کامپیوتری‌شان را مسدود کنند.


"هک کردمت!" چارلی میلر در حضور شرکت‌کنندگان در کنفرانس سالانه یگان ویژه ناتو در "دنیای مجازی" کامپیوتری را هک می‌کند. چارلی میلر که دکترای ریاضی دارد، کارشناس امنیت سرویس‌های کامپیوتری و یکی از ده هکر برتر دنیاست!

ملیر می‌گوید:«یک ایمل با آدرسی فرستادم که گیرنده به آن اطمینان کامل دارد. همراه ایمل لینک صفحه‌ای بود که آن هم مورد اطمینان گیرنده است. وقتی روی لینک کلیک می‌شود مطابق انتظار، صفحه باز می‌شود و به نظر می‌رسد هیچ اتفاقی نیافتاده است ‌آن‌هم در حالی که کامپیوتر هک شده است! حققیت اینجاست که موتور جستجوگر نقطه ضعفی دارد که هکرها از آن سواستفاده می‌کنند.»

از طریق این نقطه ضعف یک برنامه تخریب کننده همراه ایمل فرستاده می‌شود که به سرعت روی کامپیوتر گیرنده نصب می‌شود. به این ترتیب کنترل از راه دور کامپیوتر ممکن می‌شود آن‌هم تا جایی که میلر حتی کنترل دوربین کامیپوتر را هم در اختیار گرفته و می‌تواند عکس بگیرد.

چارلی میلرBildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:  چارلی میلراو برای حاضران در نشست سالانه یگان ویژه ناتو در "دنیای مجازی" توضیح می‌دهد که از روشی استفاده کرده است که در حال حاضر هیچ راه چاره‌ای برای مقابله با آن وجود ندارد.

جاسوسی از قراردهای خرید اسلحه در وزارت دفاع انگلیس

میلر اضافه می‌کند:«هکرها از اشتباهات و نقطه ضعف‌های برنامه‌های کامپیوتری استفاده می‌کنند. طبق محاسبات ما به طور متوسط ۳۵۸ روز طول می‌کشد تا چنین مشکلاتی از سوی طراحان برنامه برطرف شود.» ۳۵۸ روز فرصت برای فعالیت‌های تبهکاران، جاسوس‌ها وتروریست‌های دنیای مجازی!

میکو هیپونن فنلاندی که از دو سال پیش در حوزه امنیت سیستم‌های کامپیوتری فعالیت می‌کند مدیر تحقیقاتی یک شرکت امنیتی است. حوز تخصصی او برنامه‌های تخریبی است که به صورت پنهانی از طریق اینترنت، روی کامپیوترها نصب می‌شوند. این برنامه‌ها که "ترویا" نام دارند، کنترل از راه دور کامپیوتر را برای هکرها ممکن می‌کنند.

هیپونن به مثالی در این مورد اشاره می‌کند:« مثلأ در یک مورد، نوت‌بوک‌شخصی مدیر بخش تحقیقات شرکتی که با وزارت دفاع انگلیس همکاری می‌کرد ۱۸ ماه تمام آلوده بود. او مسئول تنظیم قراردادهای چندین میلیون دلاری خرید اسلحه بود و بدون آنکه روحش هم خبر داشته باشد یک‌سال‌ونیم تمام، کلیه اطلاعاتی که روی نت‌بوک شخصی‌اش رد و بدل می‌کرد به یک آدرس آی‌پی در تایوان فرستاده می‌شد.» میکو هیپونن می‌گوید فعالیت‌ها هکرهایی با تبهکاران سازما‌ن‌دهی شده همکاری می‌کنند تا جنگ‌های سایبری هم کشیده شده است.

دستمزد کلان هکرهای حرفه‌ای

نارت ویله‌نویه، هکر کانادایی و یکی دیگر از حاضران در نشست سالانه یگان ویژه ناتو در "دنیای مجازی" تا کنون دو شبکه جاسوسی عظیم را کشف کرده است. او معتقد است که میان جاسوسی اینترنتی و جنگ‌های سایبری، از نظر تکنیکی تفاوت چندانی وجود ندارد. ویله‌نویه می‌گوید:«روش‌ها و زیرساخت‌‌‌ها یکی است. روش دزدی از کارت‌اعتباری یا یک حساب‌بانکی با ربودن اطلاعات حساس فرق چندانی نمی‌کند! در نتیجه برای نبرد با تبهکاران دنیای سایبر، بایستی تمامی راه‌ها را برای فعالیت ‌آنها مسدود کرد.»

ایلمار تام، سرپرست یگان ویژه ناتو در دنیای مجازیBildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift:  ایلمار تام، سرپرست یگان ویژه ناتو در دنیای مجازیهارون مر مدیر یک شرکت امنیتی در آفریقای جنوبی می‌گوید که مسدود کردن چنین راه‌هایی چندان هم سخت نیست. او توضیح می‌دهد:«بسیاری از نهادهای دولتی یا شرکت‌های خصوصی مثل بانک‌ها‌ برای مدتی هکری را استخدام می‌کنند که مسئول یافتن نقاط ضعف سیستم‌های کامپیوتری‌شان می‌شود. با یافتن این نقاط ضعف و مسدود شدن حفره‌های امنیتی راه بر روی هر گونه حمله‌ای سد می‌شود. این هکرها اغلب دستمزدهای کلانی طلب می‌کنند مثلأ صد تا پانصد هزار دلار. اما با همین مبلغ که در مجموع هم چندان زیاد نیست می‌توان راه را بر تبهکاران اینترنتی سد کرد.»

چارلی میلر، یکی از برترین هکرهای دنیا اما در نهایت اضافه می‌کند:«نباید فراموش کرد که طرف مقابل هم هکرهای زبده‌ای در اختیار دارد. هکرهای که کارشان را خوب بلدند و به سادگی نمی‌توان مچ آنها را گرفت!»
 a

نفت خلیج مکزیک محیط طبیعی زندگی آبزیان را از آنها ربوده است.

 نفت خلیج مکزیک محیط طبیعی زندگی آبزیان را از آنها ربوده است. کوسه‌ها و دیگر ماهی‌ها‌به صورت گروهی از آب‌های آزاد به نزدیکی سواحل مهاجرت می‌کنند. اما در آنجا هم مرگ طاقت‌فرسا انتظارشان را می‌کشد.

فاجعه‌ی نشت بی‌امان نفت در خلیج مکزیک مناظر جدیدی را در سواحل فلوریدا به وجود آورده است.


کارشناسان شاهد دسته‌دسته ماهیانی بودند که به آب‌های ساحلی ایالت فلوریدا گریخته‌اند. آب بستر دلفین‌ها، کوسه‌ها، پرتوماهی‌ها (انواعی از ماهیان مسطح و بادبادک‌مانند)، خرچنگ‌ها و دیگر آبزیانی شده است که برای بقای حیات خود به نزدیکی سواحل روی آورده‌اند.


یولیان گوت (Julian Gutt) بیولوژیست دریایی در مؤسسه‌ی آلفرد ـ وگنر (Alfred – Wegener Institute)، با بیان اینکه اکوسیستم دریایی خلیج مکزیک در ابعاد وسیعی تخریب شده است، مهاجرت آبزیان از مناطق بحران‌زده به دیگر مناطق را بسیار «واقع‌گرایانه‌» می‌داند.


این کارشناس دریایی معتقد است، برای تعیین دقیق اینکه هر دسته‌از این حیوانات از کجا آمده‌اند و آلودگی نفتی چه ابعادی پیدا کرده است باید بررسی‌های جامعی انجام شود. یولیان گوت می‌گوید: «ممکن است که آلودگی نفتی مجموعه‌ای از زنجیره‌ها‌ی غذایی از زنجیره‌ی غذایی جلبک‌ها گرفته تا مهره‌داران را تخریب کرده باشد».


بسیاری از آبزیان تنها به این دلیل که دیگر غذایی پیدا نمی‌کنند دست به مهاجرت زده‌اند. گوت خاطرنشان می‌سازد که تا کنون نگرانی‌ها بیش از همه متوجه پرندگان بود، چون آنها در معرض دید قرار دارند، در حالیکه «احتمالا ابعاد آلودگی اعماق آب‌ها بسیار وسیع‌تر است».


آب‌های ساحلی، «دام» آوارگان دریایی


دانشمندانی مانند لاری کراودر(Larry Crowder)  از دانشگاه داک (Duke University) مهاجرت آبزیان را پدیده‌ای «هشداردهنده» می‌دانند، زیرا آب‌های ساحلی گنجایش تمامی حیوانات آواره را ندارد.


محققان بیم آن دارند که به زودی حجم اکسیژن آب‌های ساحلی به شدت افت کند و این موضوع به مرگ گروهی حیوانات بیانجامد. همچنین این خطر وجود دارد که در صورت جاری شدن نفت بیشتر به آب‌های ساحلی محیط زندگی حیوانات تنگ‌تر شود و به گفته‌ی کراودر، این محیط به «دام آبزیان» تبدیل شود.


گزارش جان هوسوار (John Hocevar)از سازمان زیست‌محیطی "گرین پیس" حکایت از آن دارد که حتی آب‌های ساحلی نیز از خطر نفت در امان نمانده و ده‌ها دلفین در سواحل خلیج باراتاریا، در نزدیکی لوئیزیانا، آلوده شده‌اند. همچنین مهاجرت آبزیان به آب‌‌های نزدیک سواحل موجب افزایش تراکم آنها دراین مناطق شده و ماهی‌های کوچک دسته‌دسته طعمه‌ی کوسه‌ها و پرندگان دریایی می‌شوند.


ابعاد واقعی مرگ و میر حیوانات


کارشناسان بر این عقیده‌اند که ابعاد واقعی مرگ و میر حیوانات خلیج مکزیک از نظرها پوشیده است و آنچه در رسانه‌ها اعلام می‌شود، گویای حقیقت ماجرا نیست.


طبق تازه‌ترین ارزیابی‌ها، تا کنون ۷۸۳ پرنده، ۳۵۳ لاک‌پشت و ۴۱ پستاندار جان خود را از دست داده‌اند. در حالیکه در فاجعه‌ی  "اکسون والدز" در سال ۱۹۸۹ که پیش از انفجار خلیج مکزیک بزرگ‌ترین فاجعه‌ی زیست‌محیطی آمریکا بود ۲۵۰ هزار پرنده جان خود را از دست دادند.

 علت چیست؟

 کارشناسان معتقدند، اغلب حیوانات نابودشده هرگز کشف نخواهند شد. چون آنها یا به کف دریاها یا به مناطق مردابی گریخته‌اند و یا اجسادشان توسط حیوانات دیگر بلعیده شده است.

طبق برآوردهای جدید، نفتی که روزانه از چاه آسیب‌دیده‌ی نفتی به دریا فوران می‌کند بیش از میزانی است که تا کنون اعلام شده است. آخرین ارزیابی‌ها بر آن است که این مقدار شامل ۸۲۰۰ تن نفت در روزمی‌شود. در حالیکه پیش از این اعلام شده بود، حداکثر ۵۴۰۰ تن نفت هر روز وارد دریا می‌شود.

ذوب بی‌سابقه و خطرناک یخچال‌های گرینلند

 گرمایش کره زمین موجب شده که یخچال‌های جزیره گرینلند با سرعتی بی‌سابقه ذوب شود. به گفته‌ی دانشمندان، اگر روند کنونی با همین سرعت ادامه یابد، سطح آب‌های جهان به شدت بالا آمده، سیل و ویرانی زمین را فراخواهد گرفت.


کارشناسان یک تیم تحقیقاتی در دانشگاه میامی آمریکا می‌گویند، بر اثر گرم‌تر شدن کره‌ی زمین و سرعت گرفتن ذوب یخچال‌های جزیره گرینلند سالانه ۲ سانتی‌متر و نیم به ارتفاع این جزیره افزوده می‌شود. این کارشناسان هشدار می‌دهند که در صورت ادامه‌ی روند فعلی سرعت افزایش ارتفاع جزیره‌ی گرینلند تا سال ۲۰۲۵ به دو برابر میزان فعلی خواهد رسید.

بر پایه‌ی گزارش منتشره در پایگاه اینترنتی "بیلد در ویسن‌شفت" آلمان، پیش‌بینی این تیم تحقیقاتی بر اساس داده‌هایی صورت گرفته که از سیستم موقعیت‌یابی جهانی یا GPS به دست آمده است. داده‌های سیستم GPS یا Global Positioning System از سال ۱۹۹۵ تا کنون در ایستگاه‌های اندازه‌گیری مختلف به دست آمده و به ثبت رسیده است.

این داده‌ها نشان می‌دهند که سرعت ذوب یخ‌ها به گونه‌ای فاجعه‌آمیز در حال شتاب گرفتن است. کارشناسان این تیم تحقیقاتی به ریاست یان جیانگ (Yan Jiang) هشدار می‌دهند، در صورتی که ذوب یخچال‌های گرینلند با همین سرعت به پیش برود، ممکن است در آینده‌ای نزدیک سطح آب دریاها در سراسر جهان به گونه‌ای قابل ملاحظه و خطرناک بالا بیاید.

جزیره گرینلند در شمال اقیانوس اطلس و در شمال شرقی کانادا واقع شده است. نقطه‌ی شمالی این جزیره ۷۴۰ کیلومتر با قطب شمال فاصله دارد. گرینلند که از نظر سیاسی به دانمارک متعلق است، بزرگ‌ترین جزیره‌ی جهان محسوب می‌شود.

گرینلند طبیعتی منحصر به فرد دارد و قطر یخچال‌های آن که بخش وسیعی از این جزیره را پوشانده گاهی به ۳ کیلومتر می‌رسد. این یخچال‌ها از آخرین دوره‌ی یخبندان بر جای ماند‌ه‌‌اند.

اینک پدیده‌ی جهان‌گرمایی موجب شده که حیات بخش وسیعی از این یخچال‌ها بر اثر ذوب تدریجی با خطر مواجه شده و بر اثر ذوب یخ به ارتفاع جزیره افزوده شود.

یان جیانگ و تیم تحقیقاتی‌اش سرعت این افزایش ارتفاع را ۲ سانتی متر و نیم در هر سال برآورد کرد‌ه‌اند. این داد‌ه‌ها از ایستگاه‌های مختلف اندازه‌گیری در مناطق ساحلی جزیره به دست آمده است.

تأثیرات جهانی ذوب یخ‌های گرینلند

برآوردها نشان می‌دهند که در داخل جزیره تعادلی باثبات جریان دارد و ذوب یخ با بارش منظم برف جبران می‌شود. اما بزرگ‌ترین هدررفت یخ در مناطق ساحلی گرم‌تر مشاهده می‌شود. یعنی در آنجا که علاوه بر ذوب یخ کوه‌های یخی روان نیز نگرانی‌‌برانگیز و مشکل‌ساز می‌شود. گرم‌تر شدن زمین و افزایش ذوب باعث می‌شود که توده‌های عظیمی از یخ از یخچال‌ها جدا و در آب روان شوند.

کارشناسان می‌گویند ادامه‌ی روند فعلی به ذوب یخچال‌های گرینلند شتاب خواهد بخشید، به گونه‌ای که تا سال ۲۰۲۵ افزایش ارتفاع جزیره می‌تواند به ۵ سانتی‌متر در سال برسد، یعنی دو برابر میزان فعلی.

کارشناسان تیم تحقیقاتی دانشگاه میامی امیدوارند که گزارش آنها بازتاب وسیعی یافته و حساسیت عمومی را برانگیزد. ذوب یخچال‌های گرینلند تأثیراتی وسیع بر جای خواهد گذاشت، نه فقط به این دلیل که این یخچال‌ها بزرگ‌ترین ذخیره‌گاه‌‌های آب شیرین جهان هستند، بلکه به این دلیل که ذوب آنها موجب می‌شود که سطح آب‌دریاها در سراسر جهان ۶ تا ۷ سانتی‌متر بالا بیاید. در این صورت سیل‌هایی روان خواهد شد که تمام جزایر و کناره‌های ساحلی را با خود به زیر آب خواهد برد.

کارشناسان معتقدند، ابعاد فاجعه‌‌ی ناشی از انفجار سکوی نفتی "دیپ واتر هوریزون" در خلیج مکزیک بزرگ‌تر از میزان اعلام شده است. برخی بررسی‌ها نشانگر آن است که روزانه ۸ میلیون لیتر نفت وارد دریا می‌شود.


آخرین برآوردهای کارشناسان نشان می‌دهد، نفتی که از چاه نفتی آسیب‌دیده‌ی خلیج مکزیک به بیرون نشت کرده بسیار بیشتر از مقادیر اعلام شده است. مقام‌های رسمی آمریکایی می‌گویند، پیش از اینکه شرکت بریتیش پترولیوم محفظه‌ی مهار کننده را بر روی محل آسیب‌دیده بگذارد روزانه بین ۲۷۰۰ و ۵۴۰۰ تن نفت وارد دریا می‌شد. در حالیکه طبق برآوردهای پیشین، این مقدار بین ۱۶۰۰ تا ۳۴۰۰ تن نفت را شامل می‌شد.

بر اساس برآوردهای جدید، تا کنون بین ۱۶۰ تا ۳۸۰ میلیون لیتر نفت وارد آب‌های سواحل جنوبی آمریکا شده است. ارقام جدید روز پنج‌شنبه، ۱۰ ژوئن (۲۰ خرداد)،‌ پس از مشورت کارشناسان با مقام‌های دولتی منتشر شد. از آغاز فاجعه‌ی نفتی خلیج مکزیک در ماه آوریل این سومین بار است که ارقام مربوط به نشت نفت اصلاح می‌شود و افزایش می‌یابد.

نشت روزانه ۸ میلیون لیتر نفت

به باور کارشناسان، نفتی که در یک ساعت از محل آسیب‌دیده به بیرون نشت می‌کند بیشتر از مقدار اعلام شده برای یک روز است. بر اساس برآوردهای جدید، روزانه ۸ میلیون لیتر نفت به آب‌های خلیج مکزیک فوران می‌کند.

مایکل برونه، مدیر کلوپ سیرا که یک مؤسسه‌ی جهانی برای برنامه‌های زیست‌محیطی و جمعیتی است، فاجعه‌ی خلیج مکزیک را «کابوسی می‌نامد که هر هفته وحشتناک‌تر» می‌شود. او می‌گوید: «ما نمی‌توانیم به ارزیابی‌های بریتیش پترولیوم در مورد مقدار نفت نشتی خلیج مکزیک اعتماد کنیم».

مدیر کلوپ سیرا می‌‌گوید، ارزیابی‌های جدید هم ممکن است صحت نداشته باشد و مقدار حقیقی نفت نشتی بیش از اینها باشد. مؤسسه‌ی وود هول (Wood Hole) نفت نشتی سکوی منفجر شده‌ی "دیپ واتر هوریزون" را بین ۸/ ۳ و ۸ میلیون لیتر در روز برآورد کرده است. این مؤسسه می‌گوید، تا کنون حدود ۴۰۰ میلیون لیتر نفت وارد دریا شده است. برخی از کارشناسان این میزان را حدود ۲۴۰ میلیون لیتر تخمین زده‌اند.

بزرگ‌ترین فاجعه‌ی زیست‌محیطی آمریکا

در فاجعه‌ی برخورد تانکر نفتی "اکسون والدز" به یک صخره‌ی دریایی در سال ۱۹۸۹ که بزرگ‌ترین فاجعه‌ی زیست‌محیطی آمریکا در آن زمان بود در مجموع ۴۱ میلیون لیتر نفت وارد دریا شد. در حالیکه بر اساس برآوردهای جدید، در حال حاضر در هر ۵ تا ۱۳ روز همین مقدار نفت وارد آب‌های خلیج مکزیک می‌شود.

افزایش خشم نسبت به "بی پی"

عدم موفقیت شرکت "بی پی" (British Petrolieum) در پایان بخشیدن به فاجعه‌ی نفتی خلیج مکزیک باعث شده که خشم دولت آمریکا از این شرکت که سکوی منفجر شده را در اجاره‌ی خود دارد بالا بگیرد. باراک اوباما، رئیس جمهور آمریکا، رئيس بریتیش پترولیوم در این کشور، را به کاخ سفید احضار کرده است.

قرار است کارل هنریک اسوان برگ روز چهارشنبه جهت پاسخ‌گویی به برخی پرسش‌ها در کاخ سفید حضور یابد.

بر اثر سانحه‌ی انفجار سکوی نفتی "دیپ واتر هوریزون" ۱۱ کارگر کشته شدند. اوباما به بازماندگان کشته‌شدگان در مورد حمایت‌‌های دولتی اطمینان خاطر داده است.

کنگره‌ی آمریکا تصمیم گرفته است، پول بیشتری به عملیات پاکسازی سواحل آلوده به نفت خلیج مکزیک اختصاص دهد. کنگره قانونی را برای تصویب نهایی به رئيس جمهور ارسال کرده که طی آن مرز حداکثر ۱۰۰ میلیون دلار برای عملیات پاکسازی برداشته می‌شود. جیمز اوبراستار، رئيس کمیسیون حمل و نقل مجلس نمایندگان، می‌گوید، در غیر این صورت پول اختصاص داده شده به عملیات پاکسازی هفته‌‌ی آینده به پایان خواهد رسید.

پرزیدنت اوباما در روزهای اخیر فشار بر شرکت نفتی بریتیش پترولیوم را بالا برده است. وی در یک مصاحبه‌ی تلویزیونی گفت: «اگر تونی هی‌وارد، مدیر "بی‌پی" برای من کار می‌کرد، به دلیل اظهارنظرهایش مبنی بر بی‌اهمیت دانستن ابعاد بحران نشت نفت، بدون شک او را اخراج می‌کردم».

اوباما همچنین به "بی پی" اولتیماتوم داده و گفته است که این کنسرن باید در این مدت پیشنهادهای جدید خود را برای غلبه بر فاجعه ارائه دهد.

شرکت بی پی در بازارهای بورس نیز تحت فشار شدیدی قرار دارد. به دلیل غیر قابل محاسبه بودن خسارات وارده ارزش سهام بریتیش پترولیوم در بازار بورس نیویورک به شدت سقوط کرد و به میزان ۱۴ سال پیش رسید.

شرکت بی پی به دلیل فشارهای مالی خود در حال بررسی کاهش احتمالی سود سهام این شرکت یا حذف آن در سه‌ماهه‌ی دوم سال است. هی‌وارد، مدیر بی پی، در مصاحبه با "وال استریت ژورنال" ضمن اعلام این خبر گفت، تصمیم نهایی در این باره در ۲۷ ژوئن اعلام خواهد شد.
 
از زمانی که دانش آموزان دبیرستان رِدموند، در نزدیکی شهر سیاتل، کار سنجش میزان کربن را در مدرسۀ خود آغاز کردند، سه سال می گذرد. آنها مصرف برق و آب در مدرسه، میزان ایجاد فاضلاب و محل تخلیۀ آن، چگونگی رفت و آمد دانش آموزان و معلم ها به مدرسه -- و نیز تمامی فعالیت های دیگر مدرسه را که منجر به انتشار گازهای گلخانه ای می شد -- بررسی کردند.

امروز، این مدرسه که در شمال غربی ایالات متحده واقع شده است، در مقایسه با سه سال پیش، سالانه حدود 30.000 دلار در مصرف و هزینۀ برق صرفه جویی می کند. میزان فاضلاب مدرسه نیز حدود 10.000 دلار کاهش داشته است. در همین حال، میزان انتشار دی اکسید کربن نیز کاهش سالانه ای معادل 200.000 پوند را نشان می دهد. این یافته ها به این معنا است که دبیرستان ردموند به هدف مورد نظر پروتوکل کیوتو -- پیمان بین المللی اقلیمی -- دست یافته است.

چنین اقدامی برای مدرسه ای با 1400 دانش آموز بسیار جالب است. اکنون ببینیم آنها چگونه موفق به انجام این کار شدند؟

مایک تاون، دبیر علوم زیست محیطی در دبیرستان ردموند، که طرح "مسابقۀ مدرسۀ خوب" [Cool School Challenge] -- طرحی برای دعوت از دانش آموزان و مدارس به کاهش میزان انتشار گازهای گلخانه ای که اکنون به طرحی ملی تبدیل شده است -- را ارائه کرد، در این باره می گوید: "ما به کودکان می آموزیم که مشکل تغییرات اقلیمی دارای راه حل های بسیار ساده ای است."

تاون اظهار داشت: "اگر آنها به مدت یک ساعت، چراغ های کلاس درس را خاموش کنند، 4 سنت در هزینۀ برق مدرسه صرفه جویی کرده اند. اما اگر به آنها نشان دهیم که با همین اقدام، در انتشار نیم پوند دی اکسید کربن نیز صرفه جویی کرده اند، برایشان بسیار جالب تر می شود. کارهایی که دانش آموزان انجام می دهند، نتیجه ای را در مورد میزان تولید کربن به دست می دهد و این موضوعی است که ما تلاش می کنیم به آنها یاد بدهیم."

دبیرستان ریموند بخشی از جنبش "مدرسۀ سبز" و به سرعت در حال رشد است که صدها مدرسه و هزاران معلم را در سراسر ایالات متحده به انجام عملکردها و آموزش های زیست محیطی بهتر در طول ساعات درسی مدرسه تشویق می کند. "شبکۀ روز زمین"، یک گروه زیست محیطی مستقر در واشنگتن، با طرحی به نام "مدارس سبز" نقش مهمی در این اقدام ایفا می کند. طرح مدارس سبز به مدارسی که می خواهند "هم سو با محیط زیست" باشند، کمک هزینه و برنامه های آموزشی ارائه می کند و کمک های عملی نیز برای طرح هایی چون طراحی و ساخت باغچه و باغ و اجرای طرح های بازیافت در اختیار آنها می گذارد.

شبکۀ روز زمین، طرح مدارس سبز را در سال 2007 و با همراهی بنیاد کلینتون و شورای ساختمان سبز ایالات متحده (USGBC) آغاز کرد. از آن تاریخ، 300 مدرسه بر اساس استانداردهای بسیار سخت "رهبری در طراحی انرژی و محیط زیست" [LEED] شورای USGBC، به عنوان مدارس "سبز" شناخته شده اند. بیش از 1700 مدرسه نیز در انتظار دریافت گواهی "سبز" هستند.

دانش آموزان در مدرسه ریموند های و برنامه بازیافت (Courtesy Redmond High School)
دانش آموزان در مدرسه ریموند های و برنامه بازیافت

یکی از مدارسی که اخیراً موفق به کسب امتیازهای لازم شد، دبیرستان تازه تأسیس تی. سی. ویلیامز، در جنوب واشنگتن دی. سی. است. در این مدرسه، منبع ذخیرۀ آب 450.000 گالنی (7/1 میلیون لیتری) آب باران را برای استفاده در سیفون توالت ها، سیستم های خنک کننده و آبیاری در مدرسه -- به جای استفاده از آب قابل شرب برای این مصارف -- ذخیره می کند. پارکینگ خارج مدرسه نیز به شکلی طراحی شده است که بتواند محوطه های بتونی و آسفالت را که موجب ایجاد "جزایر گرمایش شهری" می شوند، محدود کند. بر روی پشت بام مدرسه، گیاهانی کاشته شده اند که علاوه بر فیلتر کردن آب باران و کاهش میزان به هدر رفتن آن، نوعی آزمایشگاه طبیعی در اختیار دانش آموزان قرار می دهد؛ به علاوه، بخشی از سقف که برای استفاده از نورِ روز به شکل زاویه دار طراحی شده است، به محیط داخل مدرسه نور طبیعی و گرما می بخشد.

دبیرستان تی. سی. ویلیامز از ساختمان مدرسه برای آموزش دانش آموزان دربارۀ تأثیر آنان بر محیط زیست خود نیز استفاده می کند. به عنوان مثال، تمامی آب و انرژی مصرف شده در مدرسه ردیابی و ثبت شده و به دانش آموزان نشان داده می شود. حوزۀ محلی مدرسه هم اکنون در حال بازنویسی کامل برنامۀ آموزشی دبیرستانی خود است تا اقدامات مرتبط با توسعۀ پایدار و دانش زیست محیطی را در درس های خود ادغام کند.

اوباما به دنبال بودجه برای دانش زیست محیطی

شان میلر، مدیر آموزشی گروه "شبکۀ روز زمین" اظهار داشت: "ایجاد آنچه شبکۀ روز زمین "نسل سبز" کودکانی می نامد که به شهروندانی با وجدان زیست محیطی تبدیل خواهند شد، زمان زیادی لازم دارد و ما هنوز در مراحل ابتدایی آن قرار داریم. به همین دلیل، ما این تغییر نسل را یک دورۀ 25 تا 40 ساله در نظر گرفته ایم. در طول این دورۀ زمانی، ما به دنبال یک تغییر شکل کامل در استانداردهای ساختمان مدارس و نیز برنامه های آموزشی در مدرسه ها هستیم."

بسیاری از دانش آموزان در ایالات متحده تا 13 یا 14 سالگی و سن ورود به دبیرستان هیچ گونه آموزش زیست محیطی دریافت نمی کنند؛ و البته برخی نیز اصلاً چنین آموزشی نمی بینند. اما این روند به زودی تغییر خواهد کرد. پرزیدنت اوباما در بودجۀ پیشنهادی خود برای سال 2011، خواستار سالانه 100 میلیون دلار برای افزایش دانش زیست محیطی در مدارس آمریکا و تقویت چنین آموزش هایی از مقطع دبستان به بالا شده است.

عزم و ارادۀ لازم برای این اقدام از هم اکنون وجود دارد. بسیاری از مدارس که به دلیل قدمت و کهنگی ساختمان های خود، نمی توانند با معیارهای LEED مطابقت پیدا کنند، همۀ اقدامات ممکن را برای کاهش تأثیر خود بر محیط زیست و آموختن درس هایی از این فرآیند به دانش آموزان انجام می دهند. برای مثال، در دبیرستان بلوم، در شیکاگو، ایلینوی، دانش آموزان درس علوم یک برنامۀ بازیافت را در سراسر مدرسه به انجام رساندند که توسط بچه ها اداره می شد. آنها روغن های آشپزی مصرف شده در آشپزخانۀ مدرسه را نیز جمع آوری کرده و در کلاس درس شیمی خود از آن بیودیزل تهیه کردند و به عنوان سوخت در اتوبوس مدرسه مورد استفاده قرار دادند.

اخیراً دانش آموزان این دبیرستان، با کمک شبکۀ روز زمین، یک گلخانۀ جدید و حرفه ای برای کاشت سبزی ساخته اند. جیل کریسینسکی، مدیر باشگاه علمی دبیرستان بلوم، گفت: "من فکر کردم که غرفۀ فروش سبزی را راه اندازی کنیم. ببینیم چه می شود."

در همین حال، بسیاری از دانش آموزان دبیرستان رِدموند هم اکنون یا با دوچرخه به مدرسه می روند یا به نوبت سوار ماشین های یک دیگر می شوند. هنگامی که آنها در رفتن به مدرسه یا بازگشتن از آن، 50 مرتبه از روش های حمل و نقل جایگزین استفاده کنند، 25 دلار جایزه می گیرند که می توانند به یکی از باشگاه های مدرسه اهدا کنند یا برای خرید موارد جبرانی دی اکسید کربن مورد استفاده قرار دهند. این اقدام و دیگر طرح های سبز دبیرستان ردموند موجب شد که تاون، دبیر علوم زیست محیطی این دبیرستان، در سال جاری "جایزۀ سبز آموزش همگانی" را از بنیاد جامعۀ آموزش ملی [NEA Foundation] دریافت کند.

راز خنده اسرار آمیز کفتارها



خنده کفتارها همواره در آثار کلاسیک ادبی مورد توجه بوده است

خنده کفتار و شغال برای سالها معمایی رمزآلود بوده است و آثار کلاسیک فراوانی از این خنده های ترسناک به عنوان سمبل "جادو و شیطان" استفاده کرده اند. اکنون دانشمندان گمان می کنند که راز این خنده ها را یافته اند.

پژوهش های جدید در زمینه کردار شناسی جانوران نشان می دهد که قهقهه و خنده کفتارها، نوعی ارتباط صوتی میان آنها است و پیام های مهمی از این طریق میان کفتارها رد و بدل می شود.

در پژوهشی جدید برای رمز گشایی از خنده کفتارها، آشکار شد که این اصوات شبیه خنده و قهقهه، بیانگر سن و سال و مقام اجتماعی کفتارها است.

به عبارت دیگر، کفتارها که اغلب در تاریکی شب فعال می شوند، با ایجاد این صداها به هم دسته های خود و یا کفتارهایی که در نزدیکی آنها قرار دارندف خود را معرفی می کنند.

نتایج این پژوهش جدید که در مجله بی ام سی اکولوژی آمریکا منتشر شده است نشان می دهد که فرکانس متغیر در خنده کفتارها بیانگر درجه و موقعیت آنها در گروه شان است.
بشنوید

    * خنده کفتار

این پژوهش جدید توسط پروفسور فردریک تیونیسن از شعبه دانشگاه کالیفرنیا در برکلی آمریکا و پروفسور نیکولاس ماتیون از دانشگاه ژان مونه در سنت اتین فرانسه، به همراه دستیارانشان صورت گرفت و آنها برای انجام مطالعه خود رفتار و کردار ۲۶ کفتار را در محیطی کنترل شده در برکلی زیر نظر گرفتند.

آنها با ضبط تمامی اصوات و خنده های این حیوانات و زیر نظر گرفتن رفتار و کردار اجتماعی آنها به یافته های جدید پیرامون خنده اسرار آمیز کفتارها دست یافتند.

این گروه از جانورشناسان نتایج اولیه پژوهش خود را سال گذشته منتشر کردند اما اکنون با به دست آمدن نتایج بیشتر، می توانند نظریه خود را در مورد ارتباط میان خنده کفتارها و اعلام سن و رتبه اجتماعی آنها تصدیق کنند.

کفتارهای مورد مشاهده قرار گرفته در این پژوهش تا ۱۰ نوع صدای متفاوت از خود در می آوردند. فریاد ازته دل کفتارها می تواند از جدایی میان دو کفتار حکایت کند. ناله یا غرولند کردن کفتارها بیانگر آن است که یک کفتار هم دسته نزدیک می شود.

پروفسور فردریک تیونیسن می گوید: "خنده کفتار به کفتار شنونده می گوید که من کی هستم و جایگاهم در گروه کجاست. این ارتباط صوتی احتمالا به کفتارها کمک می کند تا در فعالیت گروهی خود برای یافتن غذا و یا اینکه چه کسی ابتدا باید غذا بخورد، تصمیم گیری کنند."
دو کفتار در حال رقابت بر سر تصاحب تکه ای از لاشه شکار

قهقهه کفتارها در هنگاه شکار و صرف غذا می تواند پیامی باشد که می گوید "کی به کی" است و چه کسی باید ابتدا دلی از عزا در بیاورد

کفتارها اغلب به صورت گروهی و در یک فعالیت هماهنگ، اقدام به شکار می کنند و چنانچه جایگاه و وظیفه آنها در این کار گروهی مشخص نباشد، علاوه بر پایین آمدن شانس موفقیت احتمال نزاع بر سر لاشه شکار افزایش خواهد یافت.

در میان کفتارهای مورد مطالعه، کفتارهای ماده فارغ از سن و سالشان همیشه در جایگاه بالاتری نسبت به نرها قرار داشتند.

شاید به همین علت است که ترتیب دهندگان این پژوهش جدید اظهار می کنند که بیشتر "جیغ و دادها" و خنده های معروف به هنگام صرف غذا شنیده می شود که کفتارها به یکدیگر یادآوری می کنند که کی هستند و جایگاه شان کجاست.

اطلاعات موجود در قهقهه کفتارها به ویژه برای نرهای تازه به گروه پیوسته مصداق پیدا می کند و به آنها یادآوری می کند که تازه واردها جایگاه شان در سلسله مراتب قدرت پایین تر از بقیه اعضاء و به ویژه ماده ها قرا دارد.

این معرفی اسرار آلود به کفتارها کمک می کند تا زودتر آرایش گروهی خود و عملکرد اجتماعی شان را بهبود بخشند.

این قهقهه ها همچنین به آنها کمک می کند تا متحدان جدیدی را به یاری بطلبند و هنگامی که با شیرها بر سر شکار یا لاشه ای نزاع می کنند، با اعضای گروه های دیگر ائتلاف کنند.

جمعه ۲ ژوئیهٔ ۲۰۱۰

اوج بینش و عقل انسان قرن بیستم : کمک از اختاپوش برای پیشگویی !!!

Octopus Paul predicts German win over Argentina

 آفرین بر عقل و اندیشه و شعور انسان های پیشرفته  کنونی!!!

توسل به جادوگرها برای پیش بینی نتایج بازیهای مهمی همچون جام جهانی امری طبیعی در بسیاری از کشورهای جهان شده است.

اما آلمانها در آستانه دیدار حساس شان با انگلستان در مرحله یک شانزدهم بازیها روش عجیبی برای پیش بینی نتیجه این دیدار انتخاب کرده اند.
یک اختاپوس مشهور به نام پل در شهر اوبرهاوزن المان در پیش چشم هزاران بیننده تلویزیونی پیش بینی کرد المان در این دیدار به پیروزی می رسد.این اختاپوس از بین دو ظرف غذای یکسان که در یکی پرچم المان و در دیگری پرچم انگلستان بود ظرفی را برگزید که  در ان پرچم کشور المان بود .پیش از این در دیگر بازیهای این تورنمنت اختاپوس پیشگو  به همین روش پیش بینی کرده بود که المان غنا و استرالیا را شکست می دهد و از صربستان شکست میخورد.بنا به گفته صاحب این اختاپوس پیش بینی های این حیوان در 80 درصد بازیهای اروپایی المان نیز درست بوده است .!!!