چهارشنبه ۲۹ آوریل ۲۰۰۹

دانلود رباعيات خيام با صداي شاملو و شجريان


رباعیات خیام یکی از اثرات بیاد ماندنی شاملوي عزيز است که با همکاری شجريان آفریده شده است.
رباعیات خیام که خود زیبایی خاصی دارد با صدای شجریان و احمد شاملو یکی از محشرهای موسیقی سنتی را در این اثر خلق کرده.لازم است بدانید این تنها آلبومی است که احمد شاملو با یک خواننده در یک کاست همکاری داشته.ارزش هر شعر را میتوان از مضمون،معنی و پربار بودن آن فهمید و ارزش هر خواننده را از تسلط،تن صدا،تحریر ها و...درک کرد که آثار خیام از این جهت شاهکار و گنجینه ايران میباشد.

البته کیفیت صدای این کاست مانند سی دی نیست.


دانلود روی B كاست يك ساعته رباعيات خيام با صداي شاملو ( كاست B )



از اینجا می توانید لینک با کیفیت بالا همین کاست را با کیفیت سی دی دانلود کنید. اما خود من خیلی از کیفیت بالا خوشم نمی یاد چون حال و هوای رباعیات خیام قدیمی و یک طوری هست که با صدای بسیار شفاف و بی خش احساس قدمت و این جور چیزها را نمی دهد... خلاصه دیگه!! من خودم همون کاست رو که گذاشتم گوش می کنم نه این لینک جدید سی دی را!!

شنبه ۲۵ آوریل ۲۰۰۹

رودهای عمده جهان 'درحال خشک شدن'

 

محققان آمریکایی می گویند که سطح آب برخی از مهم ترین رودهای جهان طی 50 سال گذشته به میزان قابل توجهی افت کرده است.

آنها می گویند که کاهش جریان آب این رودها به تغییرات آب و هوایی مربوط می شود و با توجه به رشد جمعیت انسانی تاثیر آن عمده خواهد بود.

تنها ناحیه ای که جریان آب رودهای آن به طور چشمگیری افزایش یافته به قطب شمال مربوط می شود که ناشی از ذوب برف و یخ بیشتری نسبت به گذشته است.

نتایج این مطالعه در نشریه "کلایمت" متعلق به انجمن هواشناسی آمریکا منتشر شده است.

دانشمندان آمریکایی می گویند منابع عمده آب شیرین - از رود زرد در شمال چین تا گنگ در هند تا رود کلورادو در آمریکا - برای بخش های بزرگی از جمعیت جهان درحال افت است.

این پژوهشگران جریان آب در بیش از 900 رود را طی 50 سال منتهی به سال 2004 مطالعه کردند.

آنها دریافتند که میزان آبی که به اقیانوس های جهان می ریزد در مجموع افت کرده است.

بخش بزرگی از این کاهش ناشی از فعالیت های انسانی همچون ایجاد سد و انحراف آب برای کشاورزی بوده است.

اما محققان نقش تغییرات آب و هوایی را نیز پررنگ کردند و گفتند که افزایش دما باعث تغییر الگوهای بارندگی و افزایش میزان تبخیر شده است.

نویسندگان این مقاله می گویند نگرانند که افت منابع آب شیرین جهان ادامه یابد و پیامدهایی جدی برای جمعیت روزافزون جهان داشته باشد.

درحالی که برخی از رودهای عمده از جمله براماپوترا در جنوب آسیا و یانگ تسه در چین آب بیشتری دارند اما بیم آن می رود که این افزایش حجم آب ناشی از ذوب بیشتر یخچال های هیمالایا باشد.

این بدان معنی است که آب این رودها در آینده ممکن است با ناپدید شدن یخچال ها به طور قابل توجهی افت کند.

مقایسه سرعت اینترنت در ایران و ترکیه




در عکسهای بالا همه چیز واضح وآشکاراست ، ایران در رتبه 164 بین سرعت اینترنت در تمام دنیا است.
برای عکسهای بزرگتر روی آنها کلیک کنید.

دوشنبه ۱۳ آوریل ۲۰۰۹

رابطه هدر روی برق و انرژی و سرعت کم اینترنت در ایران (در سال بهینه سازی الگوی مصرف)



می خواستم مطلب مفصلی در این مورد بنویسم اما متاسفانه وقت این کار رو پیدا نکردم به همین دلیل خیلی خلاصه چیزهایی رو که دوست داشتم بگم می نویسم:
رابطه هدر روی برق و انرژی و سرعت کم اینترنت در ایران (در سال بهینه سازی الگوی مصرف)


پهنای باند کل کشور ایران در نهایت به 15000 مگابیت درثانیه یعنی 1500 مگابایت در ثانیه یا یک و نیم گیگابایت در ثانیه می رسد که رقم فوق العاده پایینی است.
با یک محاسبه ساده ساده در ذهن خود متوجه کم بودن این سرعت می شوید آمار کابران اینترنت در ایران (آمار واقعی) بیش از 18 میلیون نفر نیست که معمولا از کل کاربران اینترنت یک کشور کل کاربران آنلاین 10 تا 15 درصد این تعداد را شامل میشود که 10 درصد 18 میلیون نفر میشود حالا کلا میگوییم 2 میلیون نفر که باید آنلاین باشند، یعنی این 2 میلیون نفر باید از ظرفیت 1500 مگابایت در ثانیه کل کشور استفاده کنند که اگر ما عدد 1500000 کیلوبایت در ثانیه را به جمعیت 2 میلیونی آنلاین کل کشور تقسیم کنیم به هر کدام از آنها کمتر از یک 1 کیلوبایت در ثانیه سرعت و عرض باند میرسد!!!
فکر کنم حالا متوجه شدید که این پهنای بایند کل کشور ایران چقدر کم و خجالت آور است! در هر حال این آمارها تقریبی است و بدلیل نبود آمار درست خیلی نمی توان نتیجه گیری کرد اما آنچه مسلم است ضعف شدید در توزیع اینترنت و سرعت فوق العاده پایین آن در ایران است.

داشتم فکر می کردم اگر این 2 میلیون کاربر آنلاین سرعت بالاتری در اختیار داشتند حتما در مصرف برق هم صرفه جویی فوق العاده ای ایجاد می شد خوب بیائید دوباره یک حساب دیگر کنیم:
با توجه به اینکه 99 درصد از کاربران اینترنت خانگی در ایران از تلفن بصورت دایال آپ برای استفاده از اینترنت استفاده می کنند(آمار خود مخابرات) و سرعت آنها هم از 3 تا 4 کیلوبایت در ثانیه بیشتر نمی شود پس یک کاربر معمولی در یک ساعت بیش از 12 مگابایت در بهترین شرایط نمی تواند فایل از اینترنت دانلود کند با حساب اتصال روزانه 4 ساعت استفاده از اینترنت حداکثر 60 مگابایت فایل در یک روز می توان از اینترنت دایالاپی فایل دانلود کرد.
خوب مقدار مصرف برق 4 ساعت در روز یک کامپیوتر معمولی (بدون احتساب هزینه برق مصرفی خطوط مرکز مخابراتی و آی اس پی در زمان استفاده) عدد حدود 1 کیلو وات در روز است و در ماه می شود 30 کیلو وات که رقم خیلی زیادی است.
اگر سرعت اینترنت این کاربر فرضی 50 کیلوبایت در ثانیه بود بجای 3 کیلوبایت در ثانیه، ایشون می تونستند 60 مگابایت فایل را که برایش 4 ساعت وقت و انرژی هدر دادند را در مدت تنها بیست 20 دقیقه دانلود کنند که مقدار برق مصرفی آن هم حدود دوازده برابر کمتر از مصرف برق 4 ساعته حالت قبل است و میزان آن هم حدودا یک دهم کیلو وات در روز و 3 کیلو وات در ماه می شود!!!
یعنی مثلا یک و نیم میلیون نفرکاربر آنلاین با سرعت 3 کیلوبایت در ثانیه و مدت استفاده چهار ساعت در روز ضرب در 27 کیلووات در ماه هدر روی برق ( اختلاف 30 و 3 کیلووات) می شود 54000 مگاوات برق هدر می رود که مسئول آن هم وزرات ارتباطات و فناوری اطلات است.( این ارقام حدودی است و خوانندگان بر من خرده نگیرند شاید با احتساب مسائل دیگر هزینه اتلاف انرژی خیلی خیلی از این بیشتر هم بشود)

حالا اگر ما 54000 مگاوات رو در قیمت هر کیلووات 70 تومان ضرب کنیم به عدد هولناک روزانه 4 میلیارد تومان نابودی منابع مالی البته به غیر از از بین رفتن وقت و انرژی افراد می رسیم.

امیدوارم توی حساب این اعداد اشتباه نکرده باشم چون خیلی تند تند این مطلب رو نوشتم!


کلی مطلب دیگر هم می خواستم اضافه کنم که متاسفانه وقت تنگ است...
وقتی میانگین سرعت اینترنت در ایران به مقداری که توی این عکس می بینید برسد(214 کیلوبایت درثانیه) شاید بتوان از پیشرفت و توسعه سخن گفت...



دوستان من براي اولين بار اين مطلب رو كه در اين پست مطالعه كرديد نوشتم و در همين وبلاگ و همين جا قرار دادم اما متاسفانه چند روز بعد ديدم كه شخص ديگري بنام " آرش امير فرزام" بعنوان كارشناس ارتباطات !! همين مطلب بنده رو بنام خودش در خبرگزاريهاي مختلف منتشر كرده و هيچ اسمي هم از منبع خود كه همين وبلاگ بوده باشد نبرده است.
واقعا سرقت مطلب ديگران كاري شرم آور است. البته من خيلي خيلي خوشحالم كه مطلب من به گوش افراد بيشتري رسيده.

همين خبر را مي توانيد از سايت ايرنا و ... با نام جعلي
" آرش امير فرزام" بخوانيد:
http://www.irna.ir/View/FullStory/?NewsId=458506
http://www.irpetro.com/newsdetail-4157-fa.html

جمعه ۳ آوریل ۲۰۰۹

کوهستانی در ایران به نام پرستار آمریکائی نامگذاری شد

Mountain in Iran Named for American Nurse
کوهستانی در ایران به نام پرستار آمریکائی نامگذاری شد
هلن بختیار در سال های دهه 1950 به عنوان پرستار در منظقه بختیاری خدمت کرد
نوشته هوارد سینکوتا
واشنگتن – داور ایران اردلان[i] داستان هائی را که توسط هلن جفریز بختیار[ii] مادر بزرگ استثنائی او، گفته می شد به خاطر می آورد. بختیار از ماجرا های خود به عنوان یک همسر، مادر و پرستار بیمارستان در سال های دهه 1930 در تهران، و فعالیت به عنوان پرستار بهداشت عمومی در همکاری با برنامه کمک های فنی "اصل چهار[iii]" ایالات متحده در دهه 1950، در منطقه بختیاری در جنوب غربی ایران صحبت می کرد.
اردلان در شرح خاطرات خود از بزرگ شدن در دو کشور به نام "نام من ایران است،" بعد ها نوشت که مادر یزرگ او "اغلب از زیبائی های دست نخورده گل های وحشی، گل های آبی رنگ و گل های زرد آلاله؛ رزها و شکوفه های وحشی ... غوغای صدای زنگ ها و آهنگ ها سخن می گفت. برای ساعت ها او زنان عشایری را که به بافتن قالی های معروف بختیاری سرگرم بودند، نظاره می کرد. "

سال گذشته، اردلان و دیگر اعضای خانواده در ایالات متحده از نام گذاری یک کوهستان و جنگل پیرامون آن در نزدیکی شهر اصفهان به نام "کوه هلن" به افتخار هلن بختیار، به خاطر خدمات پیشگامانه وی در زمینه بهداشت عمومی با برنامه اصل چهار در برخی از روستاهای بسیار دور افتاده ایران، ، مطلع شدند.
داور ایران اردلان در گزارشی در رادیو ملی عمومی[iv] ایالات متحده گفت: "فکرش را بکنید، ناگهان بفهمید یک ایل عشایری نام مادر بزرگ شما را بر روی یک کوه گذاشته باشد. این میراث زنی است که در اوایل قرن بیستم در وایزر[v] ایالت ایداهو به دنیا آمده است."
هلن و ابول

هلن بختیار هنگامی که با برنامه اصل چهار به ایران سفر کرد، با این کشور غریبه نبود. وی در 1927، زمانی که در شهر نیویورک پرستاری 22 ساله بود، خانواده خود را با ازدواج خویش با یک دکتر ایرانی که 30 سال از وی مسن تر بود، حیرت زده کرد. ابوالقاسم بختیار، شوهر وی، در مناطق دور افتاده منطقه ایل بختیاری بزرگ شده بود. وی انگلیسی را پس از سنین جوانی فرا گرفت و یک بورس تحصیلی برای ایالات متحده دریافت داشت. او در سن 45 سالگی از دانشکده پزشکی فارغ التحصیل شد.
در سال 1932، ابول و هلن بختیار به تهران بازگشتند و در آنجا یکی از اولین بیمارستان های خصوصی را در کشور ایجاد کردند. هلن در حالیکه ادارۀ خانواده ای را با هفت فرزند به عهده داشت در این بیمارستان به عنوان پرستار و متخصص بیهوشی نیز کار می کرد. در اوایل جنگ جهانی دوم وی به ایالات متحده باز گشت. هرچند ابول و هلن پس از جنگ از یکدیگر جدا شدند، ولی آنها دوستان نزدیک یکدیگر باقی ماندند و توافق کردند که هر هفت فرزند آنان به تحصیلات خود در ایالات متحده ادامه دهند.
اصل چهار

هلن بختیار با داشتن تحصیلات عالیه در زمینه بهداشت عمومی علاقه مندی پابر جای خود به ایران و فرهنگ ایرانی، با اشتیاق به برنامه اصل چهار که توسط پرزیدنت ترومن در سخنرانی مراسم گشایش دورۀ تصدی وی در 1949اعلام شد، پاسخ مثبت داد.
دیوید مک کالو[vi]، شرح حال نویس؛ نوشت که ترومن در سخنرانی خود چهار هدف را برای سیاست خارجی تعیین کرد. "اما آخرین پیشنهاد وی، برنامه جدید متهورانه او برای ممکن ساختن دسترسی کشورهای توسعه نیافته به مزایای فن آوری و علوم آمریکا، بود که تعجب همگان را بر انگیخت."

مک کالو نوشت، بر خلاف طرح مارشال برای بازسازی اروپا[vii]، برنامه اصل چهار بر "انتشار دانش به جای پول" تاکید داشت. در ایران، یکی از اولین کشورهائی که اصل چهار به آن وارد شد، این برنامه اصولاً بر زمینه های توسعه کشاورزی، آب و فاضلآب و بهداشت عمومی تمرکز یافت.

بختیار در سال 1952 به عنوان عضوی از گروه خدمات بهداشت عمومی ایالات متحده به این برنامه برای ایران پیوست. بنا به گفتۀ داور اردلان، در تهران دستور العمل ها به وی و دیگر پرستاران بسیار صریح بود: "باید فارسی یاد بگیرید. باید ماشین جیپ برانید و باید خودتان برنامه خود را شروع کنید."
بختیار که در آن زمان فارسی را به خوبی صحبت می کرد، مشکل اصلی را یاد گرفتن رانندگی یک جیپ در راه های دور افتاده ایران یافت. او به عنوان بخشی از یک واحد سیار بهداشت روستائی به تمام مناطق بختیاری سفر و کودکان را علیه بیماری ها واکسینه کرد و کارکنان محلی بهداشت را به خصوص در زمینه مراقبت های مادر و کودک آموزش داد.

بر اساس تاریخچه روابط ایالات متحده و ایران که در سال 1989 انتشار یافت، بودجه برنامه اصل چهار در ایران به سرعت از 1.3 میلیون دلار در سال 1951 به 73 میلیون دلار در سال 1953 افزایش یافت و این برنامه با کمک بیش از 300 آمریکائی و 1000 ایرانی که در اواسط دهه 1950 موفقیت های ملموسی در زمینه هائی مانند درمانی و کشاورزی به دست آورد .
داور اردلان در بیان خاطرات خود به دست آوردها در کمک به ایران برای از ریشه کنی مالاریا در اکثر نقاط کشور تا سال 1955، احداث سیستم مدرن آبرسانی تهران، و طراحی آب و فاضلآب برای مناطق روستائی اشاره می کند.
کمک های خارجی و امداد رسانی در بلایای طبیعی
بعدها طرح مارشال و برنامه اصل چهار دولت ترومن به برنامه کمک های جامع در قالب آژانس ایالات متحده برای توسعه بین المللی (USAID)[viii] و دیگر آژانس های دولت فدرال تحول یافت که وظیفه ارائه خدمات متنوع کمک های توسعه، امداد رسانی انسانی و کمک به تسهیل مشکلات ناشی از بدهی، سپاه صلح[ix]، همکاری چالش هزاره[x]، و رهبری در مبارزه جهانی علیه بیماری ایدز و ویروس اچ ای وی[xi] را بر عهده دارند .
علیرغم فقدان روابط رسمی بین ایالات متحده و ایران، به عنوان نمونه، ایالات متحده در دسامبر سال 2003 از طریق هوا امکانات از پیش آماده کمک های اضطراری را برای امداد رسانی به هزاران قربانی زلزله ویرانگر بم به ایران ارسال داشت. USAID همچنین یک گروه امداد رسانی بلایای طبیعی را که به جستجو و کوشش های نجات کمک می کرد به اضافۀ یک واحد بیمارستان سیار با امکانات درمانی به منطقه اعزام داشت.
باقی ماندن در محل

هلن بختیار پس ازترک برنامه اصل چهار، به اصفهان، جائیکه او عمیقاً به مردم و منطقه بختیاری وابسته بود، عزیمت کرد. در مجله خود، وی در خاطرات روزانۀ خود همراهی عشایر را در کوچ های سالانه آنان از مراتع زمستانی به مراتع تابستانی – عبور از مراتع کوهپایه ای، رودخانه های سرد، رودخانه های دارای جریان های تند -- را به عنوان "یکی از نقاط درخشان زندگی خود،" یاد آور شده است.

هلن بختیار در سال 1973 در تهران درگذشت. به درخواست وی، جنازه او در یک گورستان مسلمانان، در کنار ابولقاسم در شهر توس، دفن شد.
اردلان در مصاحبه ای با روزنامه دی نشنال[xii]، از ابو ظبی[xiii]، گفت: "وقتی شما می شنوید که ایل بختیاری، نام یک پرستار آمریکائی را بر روی یک کوه نهاده است، این نشان می دهد که بر خلاف کلیه مخالفت ها، فرصت برای مردم دو کشور به منظور آموختن چیزهای بیشتری در بارۀ یکدیگر وجود دارد.

فرهنگ ایرانی در مراسم نوروز در ایالات متحده جشن گرفته می شود

فرهنگ ایرانی در مراسم نوروز در ایالات متحده جشن گرفته می شود
جشن های سال نو ایرانی سنت های منحصر به فردی که توجه عموم را به خود جلب می کند

رالف دانهیسر
واشنگتن – مهاجران جدید از ایران، متولدین در آمریکا و ساکنان جوان و پیر منطقه در نشنال مال واشنگتن گرد هم می آیند تا در مراسم جشن سال نو ایرانی ها، نوروز، سهیم باشند.
هنگامی که میهمانان از اجرای موسیقی، بیان داستان، پریدن از روی آتش و خوراک های ایرانی لذت می بردند، صدای "نوروز مبارک" سالن موسسه اسمیتسونیان در گالری های هنری فریر و ساکلر را پر کرده بود. میهمانان در حال لذت بردن از مراسم، از مقابل حاجی فیروز، سمبل افسانه ای سال نو عبور کرده و سفره هفت سین را که مملو از نشانه های خوشبختی و تولد دوبارۀ بهار است، تحسین می کردند.

نوروز -- در فارسی به معنای "روز تازه" است – که در هنگام تغییر فصل به بهار در 20 ماه مارس زخ می دهد. اما، جشن های مرتبط با این مراسم سنتی تا 13 روز به طول می انجامد و شروع زود هنگام آن تناقضی با برگزاری این جشن در درون خانه ها ندارد.

در حالیکه سابقه سنت برگزاری جشن نوروز به 5000 سال قبل باز می گردد، ولی امسال بنا بر تقویم امروزه ایران، سال جدید 1388 جشن گرفته می شود، که بر اساس هجرت حضرت محمد در صدر اسلام به مدینه تعیین شده است.

این مراسم برای اولین بار در سالن گالری های فریر و ساکلر برگزار می شود، ولی کلر اورولوگاس ، سرپرست برنامه های عمومی آموزشی برای گالری ها، امیدوار است که انجام این مراسم هر ساله در این مکان تکرار گردد.

در برگزاری سنت کهن نوروز، جوانان از روی موج شبیه سازی شده ای از شعله های آتش که از قطعات قرمز پلاستیک درست شده است، می پریدند. این عمل نشانه ای از پیروزی نور بر تاریکی است که نشانه ای سنتی باقیمانده از مشکلات دوران کهن است که تا به امروز باقی مانده است.
در حدود 40 نفر از زنان و مردان مسن ایرانی- آمریکائی، که بسیاری از آنان با صندلی چرخ دار و واکر حرکت می کردند، به تماشاچیان مشتاقی که در تالار نمایش فریر برای شنیدن آواز مامک خادم و موسیقی ترکیبی از صدای سازهای سنتور ، کیبورد، کلارینت، ساکسافون، و طبل؛ ملحق شده بودند. این میهمانان از مرکز شهروندان سالمند نيو هورایزونز در نزدیکی سیلور اسپرینگ ، مریلند، آمده بودند. بنا بر گفته ماریا النا آناویزا ، همآهنگ کننده فعالیت های این مرکز، در میان 100 سالمند این مرکز در حدود 80 سالمند ایرانی آمریکائی حضور دارند.

خانواده ها و گروه های دوستان از این روز گرم اتفاقی بهاری در حیاط گالری فریر لذت بردند، و در حالیکه بر روی صندلی هائی در اطراف یک فوارۀ مرکزی نشسته بودند، چلو کباب، خوراک اسفناج، آش رشته – سوپ سنتی درست شده از رشته و حبوبات – باقلوا، خوردند و چای نوشیدند. تعداد بسیاری از میهمانان به آرامی در صف سرو غذا ایستاده بودند که مسئول توزیع غذا، که از تعداد زیاد و غیر قابل انتظار میهمانان به وجد آمده بود، اعلام کرد که "غذا تمام شده" است.
سانی تبریزیان ، معمار و همسرش پروین، پرستار، که 40 سال است در ایالات متحده به سر می برند، ارتباط خود را با فرهنگ ایرانی جشن می گیرند. آنها یک زوج آمریکائی را به عنوان میهمان با خود به همراه آورده اند و در حالیکه غرور از چهرۀ بشاش و صدای آنان آشکار است، برای میهمانان در باره سنت های عید نوروز، که هنوز گرامی می دارند، توضیح می دهند.
لادن جاج هنگامی که فقط 15 سال داشته است از تهران به آمریکا آمده است، و گرِگ ، همسر آمریکائی وی، پسر 11 ساله خود دانیل را به همراه آورده بودند.
دانیل گفت سفرۀ هفت سین – که شامل موادی مانند سیب، سنبل، سرکه، سنجد، که به دلیل شروع نامشان با "سین" انتخاب شده اند – شبیه سفره هفت سینی است که خانواده وی هر ساله در هنگام برگزاری جشن نوروز در خانه می گذارند. گرِگ جاج، پدر وی، می گوید آشنايِی با فرهنگ ایرانی "برای من تجربۀ جالبی است، زیرا به عنوان یک آمریکائی موضوعی جدید بود." وی گفت که آنها دانیل را با روحیه ای برای احترام به هر دو فرهنگ بار آورده اند.
مزدا شاساقی ، که چهار ماه پیش از ایران آمده است، با کودکان دو قلوی 8 ساله خود، کیانوش و کیارش، در آنجا بود. وی از شنیدن خبر برگزاری این مراسم خوشحال شده بود. او گفت: "ما باید سعی کنیم زبان و سنت های خود را فراموش نکنیم. این موضوع خیلی مهم است."
کریستین فونسیل راجرسون و دختر پنج سالۀ او ژولیت ، از معلم مهد کودک ژولیت که ایرانی است در بارۀ این مراسم اطلاع یافتند. ژولیت گفت: "او گفت که در اینجا غذا و بازی دارند."
بهنام طالب لو، که راهنمای کودکان برای پرش از روی آتش مصنوعی بود، دانشجوی سال اول دانشگاه جورج واشنگتن و عضو انجمن فرهنگی ایرانیان در کالج است. طالب لو در لباس سفید و هم چنین با ریش سفید به عنوان سمبل و نشان دهنده "پیر دانای بشارت دهندۀ سال نو" است.
طالب لو، که در ایالات متحده از والدین مهاجر به دنیا آمده است، گفت که به دلیل بزرگ شدن در یک خانواده سنتی، وی بسیاری از سنت های تاریخی را جذب کرده است. وی افزود: "این از زیبائی های فرهنگ ایرانی است، و فارغ از مسائل سیاسی و وضعیت جهانی، ما همواره دارای فرهنگی هستیم که به آن پناه می بریم."
در همان حال، سروش رحمانی، دانشجوی دانشگاه جورج میسون، در راهروها با لباس قرمز روشن حاجی فیروز، که سمبلی از بازگشت ایام خوب، بعد از "سر آمدن زمستان و شروع سال جدید" است، قدم می زند.
در پاسخ به تعریف از تسلط عالی وی به زبان انگلسی با وجود آنکه هشت سال قبل به آمریکا مهاجرت کرده است، وی پاسخ آماده ای داشت و گفت: " شما به مکان جدیدی وارد می شوید، شما باید زبان آنجا را یاد بگیرید، فرهنگ آنان را یاد بگیرید و مانند آنان زندگی کنید."
واشنگتن دارای جمعیت ایرانی قابل توجهی است. یکی از سخنگویان شورای ملی ایرانی - آمریکائی برآورد می کند که بیش از 30000 ایرانی از مجموع یک میلیون ایرانی در سراسر آمریکا، در محدوده واشنگتن دی.سی. زندگی می کنند.